تبليغاتX
ناقوس سکوت







ناقوس سکوت
من شاکیم از سکوت, به خاطر کشتن این همه آهنگ

    Home      Email        Arshive

 
   
 

طرف ما شب نیست

صدا با سکوت آشتی می کند

کلمات انتظار می کشند

من با تو تنها نیستم

هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

شب از ستاره ها تنهاتر است

طرف ما شب نیست

چخماغها کنار فتیله بی طاقتند

خشم کوچه در دست توست

در لبان تو شمع روشن صیقل می خورد

من تورا دوست دارم وشب از ظلمت خود وحشت می کند.

  + نوشته شده دریکشنبه ششم مرداد 1387  ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط فرناز و فاطمه 

   تابستان آمد!!!!!!!!!!!!!!!
 

خطاب به تابستان: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

سلام به همه شما دوستان گل و عزیزتر از جان!

از اینکه این پست اینقدر دیر آپ شد واقعا شرمساریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی میدونین وقتی آدم مسوولیت یک زندگی میفته رو دوشش اینجوری میشه دیگه! من( فرناز) که اینجوریم و تازه دارم امتحانم میدم و فاطمه هم کنکور داره! خلاصه این چکیده رو از اوضاع و احوال گفتیم تا بدونین ما بی معرفت نیستیم!

بالاخره تابستون از راه رسید! گرما/ کلاسای آموزشی مختلف/ تلاش/ جنب و جوش / حرارت/ تازگی و یه عالمه کارا و چیزای مختلف  و از همه مهمتر تعطیلی  . راستی برنامتون چیه؟  بله؟  به من چه؟  خوب اگه دوست داری بگو کسی زورت که نکرده ! امیدوارم روزای خوبی پیش روی همه باشه! وقت کردین واسه ما هم دعا کنینا!

توی این پست ازتون می خوایم به ما بگین قشنگترین بیت شعری که دوست دارین چیه و اون رو به چه کسی تقدیم می کنین؟ تا هم ما شعرای بشتری بدونیم هم قشنگترینشو انتخاب کنیم و در وبلاگ قرار بدیم هم با احساس شما دوستای گل آشنا شیم! در ضمن یه هدف مهمتر هم داریم که سریه و بعدا میگیم و قضیه معرفت سنجیه!

اینم فعلا از من قبول کنین:

در جهانی که مردمان عصا از کور می دزدند    من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم

و این بیت رو تقدیم می کنم به کسایی که فقط ادعای دوستی و صمیمیت با آدم دارن! 

  + نوشته شده درپنجشنبه سی ام خرداد 1387  ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط فرناز و فاطمه 

   معراج
 

" معراج "

گفت:" آنجا چشمه خورشیدهاست.

آسمانها روشن از نور و صفاست.

موج اقیانوس جوشان فضاست."

باز من گفتم که :"بالاتر کجاست؟"

گفت:"بالاتر جهانی دیگر است

عالمی کز عالم خاکی جداست

پهن دشت آسمان بی انتهاست"

باز من گفتم که :"بالاتر کجاست؟"

گفت:"بالاتر از آنجا راه نیست

زانکه آنجا بارگاه کبریاست.

آخرین معراج ما عرش خداست!"

باز من گفتم که :"بالاتر کجاست؟"

لحظه ای در دیدگانم خیره شد

گفت:" این اندیشه ها بس نارساست!"

گفتمش:" از چشم شاعر کن نگاه

تا نپنداری که گفتاری خطاست :

دورتر از چشمه خورشیدهاست

برتر از این عالم بی انتها

باز هم بالاتر از عرش خدا

عرصه پرواز مرغ فکر ماست"

سلام به همه شما دوستان عزیزتر از جان

ببخشید که دیر آپ کردم

اگر شما بدونین چقدر بیزیم (busy)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دلم براتون خیلی تنگ شده بود . امیدوارم از این شعر که به یاد یه نفر نوشتم خوشتون بیاد!

تا بعد!

  + نوشته شده درچهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387  ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط فرناز و فاطمه 

 

Powered by: Apadana Design.ir